خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





دوباره ديدمش!

    دوباره ديدمش! دلم كمي برايش سوخت..

    انگار دلش را كسي شكسته بود خيلي تنها

    شده بود نه.. تنها نبود.. او هم خدايي

    داشت خط هاي صورتش گذر عمر را نشان مي

    داد اين همان آدمي نبود كه مي شناختم از

    فراق يارش درد مي كشيد گمانم معشوقش

    گرفتار چشمان ديگري شده بود اما كسي جز

    من, سواد خواندن نگاهش را نداشت كاش مي

    توانستم كمكش كنم.. ولي بايد اورا تنها

    ميگذاشتم تا با درد هاي خود آرام

    بگيرد.. براي همين.. براي همين,بي گمان

    آينه را شكستم..
     


    این مطلب تا کنون 4 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : براي همين ,
    دوباره ديدمش!

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده